اولين فيلم بلند يك فيلمساز قديمي و خوب همداني از اول آبان كليد مي خورد

مطلبي كه مي خواهم بنويسم درباره استادي است كه بيشتر يك دوست و دوستي است كه براي من همانند استاد است .

او متولد ۱۳۴۵ در همدان است و اولين فيلمش را در سن ۱۷ سالگي ساخت در سال ۱۳۶۸ در رشته فيلمبرداري در دانشگاه هنرهاي زيباي تهران قبول شد در سال ۱۳۷۸ ايران را به منظور ادامه تحصيل ترك كرد و به كشور هلند رفت و تحصيلات تكميلي خود را در آن كشور گذراند . سپس به سرزمين هنر " فرانسه " رفت و مليتي فرانسوي را برگزيد .

او تاكنون ۱۵ فيلم كوتاه را كارگرداني كرده و موفق شده است جوايز بسياري از جشنواره هاي مختلف ايراني و بين المللي كسب كند .

"كودكها" اولين فيلم او بود كه آنرا در سال ۱۳۶۲ ساخت و موفق شد در اولين جشنواره فيلم همدان جايزه بهترين فيلم را از آن خود كند

وي در سال ۱۳۶۳ فيلم دومش را به نام "دومين" كارگرداني كرد كه در دومين جشنواره فيلم وحدت موفق شد جايزه بهترين بازيگر ، بهترين داستان و بهترين تصويربرداري از آن خود كند .

فيلم بعدش در سال ۱۳۶۴ به نام "رابطه" بود كه درهمان سال فيلم كوتاه "فرار" را نيز كارگرداني كرد كه موفق شد در چهارمين جشنواره فيلم كوتاه تهران جايزه بهترين كارگرداني را از آن خود كند .

يك سال بعد "جهان كوچك" را ساخت و در همان سال "اولين سرمايه دار كشور ماد" را نيز جلوي دوربين برد . و سه سال بعد يعني 1368 فيلم " روزي كه گذشت " را ساخت كه موفق شد جايزه بهترين كارگرداني را از جشنواره فيلم اصفهان از آن خود كند .

اولين فيلم 16 ميليمتري او "اولين اتحاد" بود كه در سال 1370 به مدت 17 دقيقه آنرا كارگرداني كرد ، سپس نهمين فيلمش را در سال 1372 به نام "پرنده اي درباد" به مدت 42 دقيقه ساخت كه اولين حضور او در جشنواره هاي جهاني مانند فرانسه و پرتقال را به همراه داشت .

"پرستو" دهمين و آخرين كار او در ايران بود كه انرا به صورت 35 ميليمتري و به تهيه كنندگي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي جلوي دوربين برد كه بار ديگر او را رهسپار جشنواره هاي فرانسه و پرتقال كرد و سبب شد اين فيلمساز خوب و دوست داشتني ايران را به مقصد هلند ترك كند .

او در دو سالي كه در هلند اقامت داشت تنها يك فيلم به نام "بازگشت" را ساخت و پس از آن عازم فرانسه شد .

در سال 1381 فيلم "در حال گذر" را به صورت 35 ميليمتري و به مدت 19 دقيقه به عنوان اولين فيلمش در كشور فرانسه جلوي دوربين برد و دو سال بعد "رترووالي" به معناي ميهماني قبل از ازدواج را به مدت 25 دقيقه ساخت كه ميزانسن و نماهاي اين فيلم بسيار عالي است  

در همان سال بر حسب يك اتفاق فيلم "غيبت آدريان" را تنها و فقط با يك دوربين هنديكم و بصورت مستند ساخت و شايد اين آغازي بود بر تغيير بسيار زياد اين فيلمساز خوب .

آخرين فيلم او به نام "آنهايي كه چوب مي خورند " را در سال 1387 در كشور گابن و درخصوص مردم اين كشور ساخت كه تاكنون در بيش از پنج جشنواره بين المللي اكران شده است .

او در بيش از 11 فيلم كوتاه به عنوان فيلمبردار حضور داشته است و آخرين فيلمي كه او به عنوان فيلمبردار حضور داشته است به نام " ما نمي توانيم خارج شويم "به كارگرداني پيرگوستاو بوده است كه اين فيلم در سال 2005 در جشنواره كن حضور موفقي را به همراه داشته است .

اولين باري كه در ورك شاپ بيست و دومين جشنواره فيلم كودك و نوجوان اسم او را شنيدم هرگز تصور نمي كردم كه آشنايي با او مي تواند سرآغاز تحولي بزرگ در من و ساير دوستاني بود كه در اين ورك شاپ شركت كرده بودند .

او به ما ياد داد كه مي توانيم ...

مي توانيم كارهاي غيرممكن را بكنيم اگر بخواهيم ...

به ما ياد داد كه دوستي از همه چيز مهمتر است ...

به ما ياد داد كه چگونه به سينما نگاه كنيم  ...

وي با پشتكاري عجيب و مثال زدني از سال 1387 به دنبال ساخت اولين فيلم بلندش در ايران است و در اين راه با مشكلات عجيب و عديده اي رو برو شده كه اگر هر كس به جاي او بود از ساخت اين فيلم صرف نظر مي كرد .

او قرار بود اولين فيلم بلندش را در همدان جلوي دوربين ببرد اما احتمالا به دليل پيدانكردن لوكيشن مناسب امكان پذير نبود .

چند روز پيش در مكالمه تلفني كه با او داشتم خبر خوبي را شنيدم كه قرار است از اول آبان ماه ساخت اولين فيلم بلند او آغاز شود .

آنچه كه از داستان فيلم تاكنون من مطلع شده ام آنست كه همه چي با فوت پدربزرگ خانواده اي شلوغ و دوست داشتني آغاز مي شود و وصيت پدر بزرگ جهت دفن در شهر قم سرآغاز اتفاقات داستان است .

من براي او كه بهترين است آروزي موفقيت دارم .

رضا سركاني عزيز موفق باشي