بخوانيد و باور نكينيد

استاندار همدان ارديبهشت ماه 89 را تاريخ مطلوب براي برگزاري بيست‌وچهارمين جشنواره بين‌المللي فيلم‌هاي كودكان و نوجوانان دانست.

بهروز مرادي افزود: جشنواره فيلم كودك در همدان مي‌ماند و وزير هم صراحتا به اين موضوع اشاره كرده‌است. ما هم درِّ گرانبهايي داريم و بنا نيست فرصتي را از دست بدهيم. لذا جشنواره ماندني است و همه بايد براي برگزاري هر چه بهتر آن تلاش كنيم.

بهروز مرادي

وي در مورد تاريخ برگزاري دوره 24 جشنواره فيلم كودك در سال آينده تصريح كرد: امسال بخاطر انتخابات جشنواره را عقب انداختيم تا نه انتخابات بر فضاي جشنواره اثر بگذارد و نه جشنواره روي انتخابات. مطلوب ما كماكان ارديبهشت ماه است.

مرادي در پاسخ به سوالي در مورد فعال نبودن دبيرخانه استاني جشنواره مطرح كرد: دبيرخانه جشنواره فعال است اما اين فعال بودن شدت و ضعف دارد. قطعا بايد از اين روزها استارتش زده شود و به قوت به كار خود ادامه دهد.

وي همچنين در مورد فيلمبرداري آثار سينماي كودك در همدان و نوع حمايت استانداري همدان از اين آثار به ايسنا گفت: تمامي فيلم‌هايي كه در همدان ساخته مي‌شوند مورد حمايت هستند (بخوانيد و باور نكنيد) و كار مشترك استانداري و بنياد سينمايي فارابي است و وقتي گروه‌هاي فيلمبرداري به همدان مي‌آيند، ما تمام امكاناتي كه از دستمان بر مي‌آيد را در اختيارشان قرار مي‌دهيم.

مرادي افزود: فكر مي‌كنم براي جشنواره آتي فيلم كودك، چهار يا پنج فيلم با فضاي استان همدان و به قول هنرمندان، در لوكيشن‌هاي استان همدان، داريم.

آن‌ها حتي پيش از برپايي جشنواره جوايزي كه قرار بود اهدا كنند را اعلام كرده بودند.

درپي تعدد ديپلم‌هاي افتخار داده شده در جشنواره‌ي فيلم كوتاه تهران، يكي از داوران جشنواره فيلم كوتاه تهران گفت: امسال آثار خوب بسياري به جشنواره آمده بود و به ويژه كارهاي فيلم‌سازان جوان از سطح كيفي بسيار بالايي برخوردار بود و لازم بود كه اين كيفيت درجايي نمود داشته باشد.

مهناز مظاهري  در پاسخ به سوالي مبني بر بالابودن حجم ديپلم‌هاي افتخار جشنواره فيلم كوتاه عنوان كرد: امسال و به ويژه از سوي جوانان آثار خوب زيادي به جشنواره ارسال شده بود و اگر ما ديپلم‌هاي افتخار متعددي در نظر گرفته‌ايم، بخشي از علتش به اين موضوع بازمي‌گردد درواقع سطح آثار ارسالي به گونه‌اي بود كه واقعا ارزش اين هدايا را داشتند.

او در عين‌حال مطرح كرد: در برخي بخش‌ها هم كيفيت آثار به گونه‌اي بود كه لزومي بر اهداي ديپلم نمي‌ديدم، اما در اكثر بخش‌ها رقابت بسيار شديد بود و حتي فيلم برگزيده با ساير آثار اختلافي اندك داشت و ما احساس مي‌كرديم كه لازم است حداقل اين آثار جزء كانديداها باشند. گذشته از تمام اين موارد، تعداد ديپلم‌هاي افتخار به نظر مسوولان جشنواره بستگي دارد و آن‌ها حتي پيش از برپايي جشنواره جوايزي كه قرار بود اهدا كنند را اعلام كرده بودند.

مظاهري درباره اين‌كه در بخش تنديس‌هاي اين جشنواره هيچ كانديدايي اعلام نشده هم  گفت: ما براي اين بخش هم كانديداهاي خود را معرفي كرده بوديم، اما اين نامزدها اعلام نشد.

جشنواره فيلم كوتاه تهران نه يك جشنواره بين المللي كه حتي يك جشنواره كشوري هم نيست

شب گذشته مراسم اختتاميه بيست و ششمين جشنواره فيلم كوتاه تهران از شبكه سه سيما پخش شد كه در ميان حاضرين چهره هاي آشنايي مانند مجيد عزيزيان (مسئول انجمن سينماي جوان دفتر همدان) ، امين لطفي شهپر (مسئول واحد فيلمسازي حوزه هنري همدان) ، پيام شكوهي راد ، منيره نرگسي هنرزاده ، صادق ثمودي (از فيلمسازان استان) به چشم مي خورد .

هر چقدر به تعداد جوايز اهدا شده افزوده مي شد ، غم عجيبي مرا فرا مي گرفت و آن اين بود كه سهم هنرمندان خوب استان همدان از اين همه جايزه اعطاء شده چه بود ؟ چرا جوايز را بين فيلمسازان تهران تقسيم كردند ؟ آيا ايران فقط تهران است و يا تنها در تهران فيلمساز وجود دارد ؟

كمي اندوه عدم راه يابي فيلمهاي فيلمسازان توانمندي همچون اكبرتراب پور ، هاشم اوليائي ، اميرمسعود حسيني ، بهرام كلاهي و ... به فراموشي سپرده شده بود كه اين بار با اين تقسيم جوايز اين سوال پيش آمد كه آيا هميشه برگزار كننده جشنواره بايد جوايز را بين همشهريان خود تقسيم كند و شايسته ترين ها از حق خود بازمانند ؟ چرا در جشنواره كودك همدان ما به رسم ميهمان نوازي اكثر جوايز را به ديگر استانها خصوصاً تهراني ها مي دهيم اين در حالي است كه فيلمسازان اين شهر در اين جشنواره از حداقلها هم برخوردار نيستند .

جشنواره فيلم كوتاه تهران نه يك جشنواره بين المللي كه حتي يك جشنواره كشوري هم نيست و بيشتر شبيه جشنواره هاي محلي مي ماند چون آناني مورد تقدير قرار مي گيرند كه مي بايست تهراني باشند و ساير شهرها تنها مي توانند در صورت لطف تهراني ها در بخش خارج از مسابقه آثارشان را اكران كنند .

" اي كاش ناصر باكيده ، امير لطفيان ، ميترا مهتريان و ... همداني نبودند !! "

اين خبر را نخوانيد !!

به گزارش ستاد اطلاع رسانی پنجمین جشنواره فیلم کوتلاه دینی رویش  ، آثار راه یافته به مرحله نهایی دوره پنجم، در این برنامه سراسری به نمایش در می‌آیند.

از جمله این مراکز نمایش آثار می‌توان به سینما بهمن شهرکرد، سینما حافظ قزوین، کلبه هنر حوزه هنری کرمانشاه، سینما استقلال خرم آباد، سینما کوچک حوزه هنری ساری، سالن 12 فروردین سنندج در کردستان، مجتمع سینمایی بهمن بوشهر، تالار نمایش حوزه هنری آذربایجان غربی در ارومیه، سینما بهمن زنجان، سینما بهمن اهواز و سینما قدس تبریز و سالن نبرد فولاد شهر اصفهان  اشاره کرد.

در اين خصوص اطلاعات موثق دريافتي حاكي از آن است كه در اين دوره علي رغم درخواست رسمي حوزه هنري استان همدان از دبيرخانه جشنواره ، دبيرخانه مذكور از پذيرش درخواست خودداري نموده كه بدين وسيله از متوليان امر علي الخصوص واحد فيلمسازي حوزه هنري قدرداني مي نماييم و از دبيرخانه جشنواره گلايه !!!

اما اوايل راه اندازي توشات خبري درج شد در خصوص عدم اكران فيلمهاي جشن خانه ي سينما در استان همدان . به همين خاطر برخي از دوستان ما را متهم كردن به خصومت عليه سازماني خاص و يا اينكه مي بايست در خصوص درج اين اخبار پيش خدا جوابگو باشيم . خدايا ما را ببخش !!!

چندي است كه همزمان با برگزاري برخي از جشنواره ها ، اكران همزمان آثار راه يافته در ساير استانها ميسر شده است . مانند اكران محدود برخي از فيلمهاي بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر و يا اكران فيلمهاي دوره چهارم جشنواره رويش در همدان اما برخي اوغات نيز به دلايل گوناگون اكران اين فيلمها در استان همدان صورت نمي پذيرد . مانند جشن خانه سينما  و يا اكران همزمان فيلمهاي كوتاه در پنجاه و نه دفتر انجمن سينماي جوان به مناسبت روز ملي سينما ، اكران همزمان فيلمهاي  بيست و ششمين جشنواره فيلم كوتاه تهران و آخرين آن ظرف چندماه گذشته اكران همزمان پنجمين جشنواره فيلمهاي رويش بوده است

البته از وضعيت رنگ رخساره چنين پيداست كه اكران فيلمهاي بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر در استان همدان آرزويي است تحقق نيافتني ؟!

در پايان به اين دليل درج اين خبر در توشات از خدا تقاضاي بخشش مي نمايم . خديا مرا ببخش !!

مجله ارغوان شماره 3 و 4 منتشر شد

مجله ارغوان ويژه بهار و تابستان ۸۸ به همت حوزه هنري استان همدان منتشر شد .

اين مجله با ادغام فصلنامه برداشت اول ( واحد فيلمسازي) و فصلنامه تابش (واحد تئاترو نمايش) حوزه هنري و اضافه شدن واحد موسيقي به آن تحت نام جديد ارغوان منتشر گرديد .

من در اين خصوص تنها به چند نكته  اشاره مي كنم و نقدهاي وارده را جهت بهبود كيفيت مسلماً دوستان اشاره خواهند نمود :

كيفيت صفحه بندي و چاپ مجله افزايش چشمگيري پيدا نموده است . مطالب مربوط به سينماي همدان كاهش يافته كه نيازمند توجه بيشتر است . چاپ فيلمنامه فيلمسازان همدان از خلاقيت هاي اين شماره بوده كه اميد است در شماره هاي آتي ادامه يابد . پس از اين ادغام حجم مطالب سينمايي آن به مطالب غير چربش دارد كه جاي شكرش باقي است . تنوع نويسندگان مطالب افزايش يافته و به اسامي برمي خوريم كه چندان آشنا نيستند ! بخش جشنواره كودك و نوجوان آن حذف شده است ؟ کیفیت مطالب کمی افت پیدا کرده که امید است در شماره آتی به آن توجه بیشتری صورت گیرد و ...

يكي از نكات جالب اين بخش آمار فيلمهاي توليدي در نيمسال دوم سال ۸۷ بود كه اين واحد جمعاً ۴۹۴۰ ثانيه معادل ۸۲ دقيقه و ۲۰ ثانيه اثر توليد نموده كه به لحاظ كيفي حضور يك روز قبل از فردا ، آپارتمان آلتاميرها ، ديوارها ، بدون يا نبودن در جشنواره هاي معتبر مانند جشنواره فيلم كوتاه تهران مويد كيفيت نسبتاً مطلوب آثار توليدي است كه اميد است اين آمار چه به لحاظ كمي و چه به لحاظ كيفي افزايش يابد ؟

فراخوان جشنواره سینه فدراسیون اعلام شد

بخش سینه فدراسیون جشنواره فیلم کن که هر ساله از 20 فیلم داستانی و انیمیشن با برگزاری کارگاه حمایت می کند. اعلام کرده است که دانشجویان و علاقه مندان سینما می تو انند فیلم خود را در آدرس زیر معرفی کرده و در این جشنواره شرکت کنند. مهلت ثبت نام 26 بهمن ماه (15 فوریه 2010 )میلادی می باشد.

 برای مشاهده متن کامل فراخوان و فرم شرکت می‌توانید به سایت رسمی جشنواره، به آدرس www.cinefondation.com  مراجعه کنید.

فراخوان شرکت در جشنواره فیلم‌های کوتاه و مستند بلگراد اعلام شد

علاقمندان به شرمت در جشنواره فیلم‌های کوتاه و مستند بلگراد تا ۳۰ دسامبر ۲۰۰۹ (۹ دی‌ماه ۱۳۸۸) فرصت دارند آثار خود را به دبیرخانه این رویداد ارسال کنند. این جشنواره که هرساله از ۳۰ مارس تا ۳ آوریل (۱۰ تا ۱۴ فروردین‌ماه) در شهر بلگراد (صربستان) برگزار می‌شود در دو بخش ملی و بین‌المللی به داوری آثار راه‌یافته به جشنواره می‌پردازد. علاوه بر این، بخش ویژه‌ی جشنواره میزبان ورک‌شاپ‌ها، سمینارها و نمایش آثار خارج از مسابقه خواهد بود.

ثبت‌نام در این جشنواره رایگان بوده و متقاضیان می‌توانند فرم شرکت را در آدرس http://www.kratkimetar.rs/2010/doc/Entry_Form_57_Shortfilmfestival_2010.pdf مشاهده کنند.

فراخوان جشنواره فیلم‌های یك دقیقه‌ای با موضوع اصلاح الگوی مصرف

به گزارش توشات ، با توجه به ضرورت و اهمیت تحقق شعار مهم، حیاتی و اساسی مقام معظم رهبری پیرامون اصلاح الگوی مصرف و نامگذاری سال 88 با این عنوان و لزوم برنامه‌ریزی و حركت در مسیر استفاده صحیح و مدبرانه از منابع كشور در تمامی زمینه‌ها، نخستین جشنواره فیلم‌های یك دقیقه‌ای با موضوع اصلاح الگوی مصرف از سوی مؤسسه رسانه‌های تصویری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اسفند ماه سال جاری در تهران برگزار می‌شود.

در این جشنواره كه شركت در آن برای تمامی اقشار و سنین مختلف بلا مانع است، محدودیتی در موضوع و تعداد آثار ارسالی متناسب با موضوع جشنواره ازسوی متقاضیان وجود ندارد.

پس از بازبینی، انتخاب و داوری آثار ارسال شده، به فیلم‌های برگزیده دیپلم افتخار، تندیس و جوایز ارزشمندی اهدا خواهد شد كه جزئیات آن در خبرهای بعدی اعلام خواهد شد.

آخرین مهلت ارسال آثار برای متقاضیان شركت در جشنواره، تا پایان روز 22/11/88 در نظر گرفته شده است.

متقاضیان می‌توانند آثار خود را به انضمام تصویر فراخوان جشنواره و مدارك ذكر شده كه در روزنامه‌های كثیرالانتشار و همچنین سایت مؤسسه به آدرس www.rasaneha.org منتشر می‌شود، به نشانی خیابان ولیعصر(عج)، نرسیده به ایستگاه توانیر، جنب كوچه احتشام مؤسسه رسانه‌های تصویری نیم طبقه دوم- دبیرخانه جشنواره فیلم‌های یك دقیقه‌ای تحویل و یا ارسال كنند.

يك دقيقه سكوت

درگذشت نيكو خردمند

نيكو خردمند، هنرمند سينما و تلويزيون ايران دوشنبه شب پس از يك دوره بيمارى طولانى مدت در سن ۷۲ سالگى درگذشت.

خانم خردمند فعاليت خود را با كار گويندگى در راديو و دوبله فيلم هاى فارسى و خارجى در دهه ۳۰ آغاز كرد و به جاى هنرپيشگانى چون اوا گاردنر، اليزايت تيلور، كلوديو كارديناله، ايرن و كتايون صحبت كرده است.

او در اواخر دهه شصت به سينما راه پيدا كرد و در فيلم هاى خوبى مثل «خانه خلوت» مهدى صباغ زاده، «مسافران» بهرام بيضايى و «كاغذ بى خط» ناصر تقوايى حضور پيدا كرد.وی برنده جايزه بازيگرى نقش دوم در سه دوره فستيوال فيلم فجر بود.

آهو خردمند، بازيگر سينما و خواهر اين هنرمند، در گفت و گو با راديو فردا در باره سابقه فعاليت هاى هنرى اين بازيگر توضيح مى دهد.

 مرحوم خردمند از چه زمانى و چگونه وارد دنياى هنر شد؟

آهو خردمند: نيكو ۲۰ سال از من بزرگتر بود. هم خواهرم بود و هم جاى مادرم را داشت. او كار گويندگى را از ۱۷ سالگى با راديو آغاز كرد. دوبلور فيلم هاى تلويزيون و سينما شد. بعد از انقلاب من در ايران نبودم. خبرى كه شنيدم اين بود كه نيكو در فيلم بازى كرده است. خيلى تعجب كردم.

چون قبل از انقلاب خيلى به او پيشنهاد مى شد كه در سينما كار كند ولى هيچ كدام از اين پيشنهادات را قبول نكرد. با شنيدن اين خبر شوكه شدم كه چطور قبول كرده است وارد سينما بشود. اولين فيلمش را با آقاى واروژ كريم مسيحى بازى كرد كه جايزه بهترين نقش را هم دريافت كرد.

چه شد كه ايشان قبول كردند وارد سينما شوند. چون تا پيش از آن، فقط صداى ايشان از طريق دوبله فيلم هايش به ويژه در نقش هنرپيشه هاى معروفى چون اوا گاردنر شنيده مى شد؟

اين طور كه آقاى كريم مسيحى به من گفتند دنبال يك بازيگر براى آن كاراكتر خاص مى گشته اند. يك روز در خانه يكى از دوستان در حال ديدن آلبوم عكسى بوده اند كه با ديدن عكس نيكو پرسيده اند اين خانم كيست؟

نيكو هميشه پشت دوربين بود و براى عده اى چهره شناخته شده اى نبود. آقاى مسيحى گفته بود كه من مى خواهم اين خانم را ببينم. گفتند كه اين تصوير خانم نيكو خردمند است.

ايشان گفته بودند چه خوب. پس صداى ايشان هم قضيه را تكميل مى كند. بعد از آن آقاى واروژ كريم مسيحى با اصرار از نيكو خواسته بودند با ايشان كار كند. نيكو گفته بود كه من اصلا بلد نيستم و نمى توانم.

اما آقاى كريم مسيحى گفته بودند كه اين را به عهده من بگذاريد. اين توافق انجام شده بود و بعدها خود نيكو به من گفت كه وقتى جلوى دوربين رفتم ديدم وحشتى ندارم و جلوى دوربين خيلى راحتم. او كارش را به خوبى انجام داد و براى همين نقش هم جايزه گرفت.

وقتى به كارنامه خواهرتان نگاه مى كنيد فكر مى كنيد كدام وجه در كارنامه شان موفق تر است؟

من فكر مى كنم او در هر دو رشته به اوج خود رسيد. او يكى از شاخص ترين و بهترين دوبلورها بود. و وقتى هم وارد سينما شد جوايز زيادى كسب كرد. اما تا آخرين لحظه كه با هم صحبت مى كرديم مى گفت من اول يك گوينده هستم. در مرحله اول من يك دوبلورم و بعد بازيگرم. اگر چه ديگر در اين سال هاى اخير كمتر كار دوبله مى كرد.

خانم خردمند در اين سال هاى پايانى چقدر فعال بودند؟

نيكو نزديك به سه سال بود كه مرتب به خاطر ناراحتى قلبى اش در حال رفت و آمد به بيمارستان بود. در قلبش باطرى داشت و بايد عمل مى كرد، كه عمل نكرد. نمى دانم از تنبلى بود يا از ترس.

در هر صورت ما اين را نمى دانستيم چون او ۳۰ سال قبل قلبش را عمل كرده بود. به دليل ناراحتى قلبى همه اعضا بدنش هم فرسوده شده بود. بنابر اين در اين سه ساله مرتب بيمارستان بود. فكر مى كنم در اين سه سال در يك تله فيلم بازى كرد. آخرين كارش هم با آقاى فرمان آرا به نام «خاك آشنا» بود.

يك ماه و نيم پيش بود كه براى نيكو همراه با مراسم بزرگداشت آقاى قاليباف و آقاى تقوايى،‌ مراسم بزرگداشتى در هتل هيلتون (استقلال) گرفتند. فردا شب (بعد از مراسم) حالش بد شد. خوشبختانه اينجا پيش من بود. بردمش اورژانس بيمارستان.

گفتند كه بايد بخوابد. ولى اصرار مى كرد كه حالم خوب است و مى خواهم به خانه برگردم. بالاخره من به حرفش گوش ندادم و بردمش بيمارستان. سى تى اسكن كه انجام شد گفتند خونريزى مغزى كرده است.

اول گفتند كه يكى از رگ هاى مغزش پاره شده است. بعد از دو هفته دو مرتبه از بيمارستان به من زنگ زدند و گفتند كه به او تشنج دست داده است. من رفتم آنجا. نيكو در كما بود. فهميدم كه آنجا سكته مغزى هم كرده است.

جلسه نمايش و نقد و بررسي فيلمهاي اكبر تراب پور در حوزه هنري

جلسه نمايش و نقد و بررسي فيلمهاي اكبر تراب پور در حوزه هنري

نقد يك متقد در آپارتمان آلتاميرا

فيلم كوتاه "آپارتمان آلتاميرا" ساخته ي هنرمند خوب استان همدان ، "دكتر ميلاد روشني پايان "يكي از نماينده هاي شايسته استان همدان در بيست و ششمين جشنواره فيلم كوتاه تهران مي باشد .

فيلمسازي كه قبل از آنكه به فيلمسازي روي آورد ابتدا منتقدي عادل و عالم در عرصه سينما بود . وي سينما و فيلم كوتاه را به خوبي مي شناسد و با نگاهي هوشمندانه اولين فيلم كوتاه خود را كارگرداني كرده است .

در انتخاب نام فيلم ، ابتدا فيلمساز تكليف خود را با مخاطبش ، روشن مي سازد . آپارتمان آلتاميرا همانگونه كه از نامش پيداست در زمره آپارتمانهايي نيست آن را همواره مي شناسيم ، بلكه مكان در اين فيلم نه مفهوم عيني بلكه مفهومي ذهني به خود مي گيرد ، به طور كل اين نكته اهميت ندارد كه فضاي مكاشفه ، فضايي مانند يك آپارتمان باشد بلكه مي تواند صور مكان را  در حتي سياهي مطلق  تصور كرد .

آشنازدايي فيلم از انتخاب نام آن آغاز شده و در ايده داستان تسري مي يابد . ايده اي كه خلاقيت و نوآوري از ويژگي هاي بارز آن است ، اين فيلم روايتگر مكاشفه اي است كه نه در مكان به مفهوم عام آن بلكه در درونيات انسانها صورت مي گيرد .

پرداخت به درونيات پيچيده انسانها اين امكان را به فيلمسازان داده كه در اكثر مواقع آثار فاخري را خلق كنند  كه به عنوان مثال مي توان  چشمان باز بسته ساخته استنلي كوبريك ، كلاس برفي ساخته كلود ميلر ، بي گناهان " جك ليتون " ، سكوت بره ها ، اتوبوسي به نام هوس  و ده ها فيلم خوب ديگر را اشاره نمود .

يكي از ويژگيهاي انسان خصوصاً در عصر معاصر دوگانگي و چندگانگي شخصيت آدمي است ، انساني كه بنا به مصالح اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي ، سياسي در خيلي از مواقع آنچه كه به واقع مي انديشد و تمايل دارد را مطرح نمي سازد .

در اين باب شايد بتوان گفت در اكثر مواقع حتي انسان از درون خود گريزان است ، دروني كه هم مي توان در آن زيبايي را يافت و هم پلشتي را .

"آپارتمان آلتاميرا" در حوزه فيلمنامه تا حدود توانسته به ايده داستان نزديك شود اما ضعفهايي نيز در فيلمنامه اثر به چشم خورد .

فيلمهايي كه در حوزه روانشناختي و به روايتي انسان شناسي ساخته مي شوند نيازمند شخصيت پردازي خوب و قوي هستند ، شخصيت پردازي صحيح در اينگونه فيلمها موجب مي گردد كه بيننده با شخصيتهاي داستان همزاد پندازي كرده و از آن بالاتر بعد از اتمام فيلم ، بتواند تعمق بيشتري بر درونيات اين شخصيتها داشته باشد . عاملي كه متاسفانه فيلمنامه اين اثر تا حدودي در دست يافتن به ان ناتوان بوده است .

شخصيتهاي پردازي فيلم از تيپ مرسوم جامعه فراتر نرفته و به ايده هاي دم دستي بسنده كرده است . جواني كه ويلچر پدر را به سختي  از پله ها بالا مي آورد ، مرد به ظاهر متديني كه تسبيح در دست دارد ، زن جواني كه با بچه اش مشكل دارد .

در واقع ما پسرجوان و پدرش را تنها در پلانهايي مي بينيم كه پسر ويلچر پدر را به سختي از پله ها بالا مي آورد و در واقع از مشكلات او با پدرش بي اطلاع هستيم ، در شخصيت پردازي مرد به ظاهر متدين تنها به ريش بلند و پيراهن بيرون از شلوار و تسبيح در دست بسنده شده است و ما زن و پسرش را تنها در پلانهاي آغازين فيلم مي بينيم و به واقع نمي دانيم كه چرا زن تصور مي كند پسرش مي خواهد او را بكشد . اين عامل باعث شده زماني كه ما پاي در مكاشفه مي گذاريم ، دلايل تصورات شخصيتها را در نيابيم .

در مكاشفه دروني نيز وضع به همين صورت است . مكاشفه نيز كليشه وار و با پلانهاي آشناي فيلمهاي ديگر صورت مي گيرد ، مرد متدين مي بيند كه زن مي خواهد روسري اش را در آورده و با او ارتباط برقرار كند . پسر جوان ، ويلچر پيرمرد را هل داده و او را بر روي زمين مي اندازد  و زن ، پسرش را مي بيند كه چاقو در دست قصد كشتن او را دارد . آيا نهايت مكاشفه ذهني در اين پلانهاي ساده خلاصه مي شود ؟

اما با تمام اين نكاتي كه عنوان شد ، مفهوم مكاشفه در فيلم در آمده است ، عاملي كه درآوردن آن حتي براي فيلمسازان با تجربه بسيار سخت و دشوار است .

بعد از ايده داستان ، فرم اثر دومين عامل موفقيت فيلم است . منهاي پلانهاي لانگ شات اول فيلم كه بازي دو كودك را نشان مي دهد با پيشرفت داستان ، لحظه به لحظه بر قدرت فرم افزوده مي شود ، پلانهاي مكاشفه بسيار عالي و تيزهوشانه تصويربرداري شده است . نماي ورود شخصيتها به آپارتمان آلتاميرا حاكي از آغاز يك مكاشفه ي دروني دارد ، عبور شخصيتها از آويزهاي جلوي در به گونه اي همان عبور انسان به درون خود را تجلي مي سازد ، نور پردازي آوانگارد و انتخاب اندازه نماهاي مناسب از ويژگي هاي بارز اثر است .

يكي از ويژگيهاي اثر در فاصله گذاري با بيننده ، علي رغم رنگهاي بسيار خوبي كه تصويربردار (حسين توقيري) در زمان تصويربرداري در آورده بود ، سياه و سفيد بودن پلانهاي مكاشفه است . اين تكنيك موجب گرديده كه نگاهي كارگردان را به سياه بودن درون انسانها به خوبي دريابيم .

يكي از ضعفهاي فيلم بازي هاي نسبتاً ضعيف بازيگران آن است كه اگر كمي بيشتر به بازيها دقت مي شد شاهد اثر به مراتب درخشانتر بوديم .

كارگردان در طراحي صحنه به دليل كمبود منابع مالي پروژه نتوانسته فضاي سورئال داستان را پديد آورد كه اگر در اين خصوص نيز توجه بيشتري مي شد ، كيفيت اثر ارتقاء چشمگيري مي يافت .

اما با وجود همه ي اين نكات "آپارتمان آلتاميرا" به عنوان اولين تجربه ي ميلاد روشني پايان  اثر خوب  ، مستحكم و قابل تامل است و همين شايستگي اثر از عواملي بوده كه موجب گرديده اين فيلم به جشنواره فيلم كوتاه تهران راه يابد .

توانايي ، هوش ، ذكاوت و خلاقيت كارگردان در اولين فيلم موجب گرديده انتظار از اين فيلمساز خوب در ساير آثار او بالاتر رود . براي اين فيلمساز دوست داشتني آرزوي موفيت داريم .

جشنواره فيلم كوتاه تهران با معرفي برگزيدگان به كار خود پايان داد

ديروز بيست و ششمين جشنواره فيلم كوتاه تهران با معرفي برگزيدگان به كار خود پايان داد . اين در حالي بود كه هيچ يك از نماينده هاي استان همدان علي رغم شايستگي نتوانستند به حق خود دست يابند ، بي شك آثار ارزشمندي مانند " يك روز قبل از فردا " ، " آپارتمان آلتاميرا" ، " ديوارها " و " بودن يا نبودن " اين شايستگي را داشتند كه در بخشهاي مختلف مورد تجليل قرار گرفته و جزو برگزيدگان جشنواره باشند . اما اين نكته هميشه بر سينماي كوتاه ايران سايه افكنده كه اسمها جايزه مي گيرند نه آناني كه شايسته تقديرند .

براي تمامي دوستان خوبم كه نماينده هاي خوبي در جشنواره فيلم كوتاه تهران بودند ، آروزي توفيق و موفقيت و بهروزي دارم

برگزیدگان بیست‌وششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران در بخش‌های مختلف به شرح زیر معرفی شدند.

بخش جنبی

برگزیدگان مجله فیلم کوتاه
صدا: کاظم ملایی و مجتبی اسماعیل‌زاده برای منها
تدوین: عاطفه خادم‌الرضا برای طنین
تصویربردار: هومن بهمنش و اشکان اشکانی برای مجموعه آثار
فیلمنامه: توفیق امانی برای اینجا جاده‌ها پایان ندارند
کارگردان: هومن سیدی برای تمام وسایل شخصی من جابجا شده
داستانی: تمام وسایل شخصی من جابجا شده هومن سیدی
تجربی: نیما عباس‌پور برای جدول و روزنامه و...
جایزه ویژه: کاظم ملایی برای منها

برگزیدگان انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی
سیدحامد نوبری برای مستند فقط کمی نور
کیانوش و داریوش دالوند برای انیمیشن کودک و اشغالگر
رضا جوانشیر برای فیلم داستانی هیچکاک با سالاد فصل

برگزیدگان هیات داوران دانشجویی
مهین جواهریان برای انیمیشن بارون می‌یاد جر جر

برگزیدگان بخش ملی

چشم‌انداز سرزمین زیبای ما
دیپلم افتخار به مسیر بودن ساخته کاوه بهرامی‌مقدم
تندیس و 30 میلیون ریال به جمال اسکویی برای زنده رود
تندیس بهترین فیلمنامه و 25 میلیون ریال به حسن نقاشی برای وایو
نقاشی هنگام دریافت این جایزه گفت: از معاونت سینمایی جواد شمقدری که اینجا هستند می‌خواهم به مستندسازان این فرصت را بدهند تا درباره فرهنگ و تاریخ و تمدن کشورشان فیلم بسازند.
تندیس بهترین تحقیق و پژوهش به همراه 25 میلیون ریال اهدا شد به امیررضا سالاری برای صاحبقرانیه

آئین مهر
دیپلم افتخار به کاوه قهرمان برای یاد یک روز
دیپلم افتخار به محمد رشیدی برای هیس شوالیه‌های کوچولو دارن عاشق خدا می‌شن
تندیس و 20 میلیون ریال اهدا شد به سالم صلواتی برای رویاهای برفی
تندیس بهترین فیلمنامه و 20 میلیون ریال عارف نامور برای ما در راهیم

استعداد جوان
دیپلم افتخار به شهرام ابراهیمی برای ریسمان
دیپلم افتخار به محمد کاظم‌زاده مژدهی برای قصه قبر ننه

بهترین فیلم مستند
دیپلم افتخار به محمدحامد ستاری برای بعد از کنکور

بهترین فیلم پویانمایی
دیپلم افتخار به فرنوش عابدی برای بن‌بست
دیپلم افتخار به هدی اصفهانی برای چتر رنگی

بهترین فیلمنامه
دیپلم افتخار به علی زرنگار برای شدن
دیپلم افتخار به بهرام توکلی برای تمام وسایل شخصی من جابجا شده

بهترین تحقیق و پژوهش
دیپلم افتخار به لقمان خالدی برای و من مسافرم
دیپلم افتخار به سعید قوامی برای چراغی که روشن شد

بهترین تصویربردار
دیپلم افتخار به کاظم ملایی برای منها
دیپلم افتخار به محمدرضا جهان‌پناه برای آخرین ناخدا

بهترین صدا
دیپلم افتخار به فرشید فرجی برای منطقه مرزی
دیپلم افتخار به بابک بهداد برای چراغی که روشن شد

بهترین تدوین
دیپلم افتخار به ابراهیم سعیدی برای افسون
دیپلم افتخار به فرحناز شریفی برای گم و گور

بهترین فیلم تجربی
دیپلم افتخار به هوشمند ورعی برای سوت زدن زیر آب
دیپلم افتخار به فرشید اخلاقی‌پور برای تالار عروسی بوف کور

بهترین فیلم انیمیشن
دیپلم افتخار به سارا نامجو برای صخره
دیپلم افتخار به مجید بلادپس برای ماه و سنگ

بهترین مستند
دیپلم افتخار به لقمان خالدی برای و من مسافرم
دیپلم افتخار به محمدرضا فرزاد برای گم و گور

بهترین فیلم داستانی
دیپلم افتخار به علی زرنگار برای شدن
دیپلم افتخار به نقی نعمتی برای آن دو
نعمتی هنگام دریافت این جایزه از جواد شمقدری معاونت سینمایی درخواست کرد که به وضعیت مصطفی کرمی تصویربردار حادثه‌دیده سینمای کوتاه رسیدگی شود.

دیپلم افتخار ویژه این بخش اهدا شد به زنده یاد پیمان ابدی برای بازی در فیلم کوتاه رادیولوژی یک پرتره ساخته امیر توده روستا.
توده روستا هنگام دریافت این جایزه گفت: دوست داشتم پیمان ابدی بود و خودش این جایزه را می‌گرفت. ابدی هدیه خداوند به سینمای ایران بود و فکر می‌کنم چون قدرش را ندانستیم از ما پسش گرفت.
همچنین در این بخش محمدعلی محمدی برای بازی در فیلم رویاهای برفی دیپلم افتخار گرفت.

بهترین مجری طرح یا تهیه‌کننده
دیپلم افتخار به انجمن سینمای جوانان سنندج
دیپلم افتخار به انجمن سینمای جوانان بوشهر
همچنین لوح تقدیر از سوی علی افراشته به کریم فائقیان مدیر دفتر بوشهر اهدا شد.
تندیس و 15 میلیون ریال اهدا شد به سعید رشتیان

بخش بین‌الملل

اکو
لوح جشنواره و 1000 یورو اهدا شد به آیان از قرقیزستان

ملل مسلمان
تندیس جشنواره و 3000 یورو اهدا شد به جا به جا و نامرئی از پاکستان
لوح افتخار به محمدعلی افتخارنیا برای به دنبال او

آسیا
یه روز قشنگ برفی ماهایا پطروسیان و امیر توده روستا
پطروسیان و توده روستا هنگام دریافت این جایزه از کم توجهی به فیلم‌شان در بخش ملی گلایه کردند.

بهترین موضوع فیلم
خونسردی از کره جنوبی
بارون می‌یاد جر جر به مهین جواهریان

در جستجوی حقیقت
همه روزها مثل هم نیست از اسلونی
سایه‌ها از فنلاند

بهترین مستند
نام تو چیست از ایتالیا

بهترین انیمیشن
چهره از مجارستان

بهترین فیلم تجربی
منها ساخته کاظم ملایی

بهترین فیلم داستانی
آخرین لذت بزرگ از اسکاتلند

جایزه ویژه هیات داوران
هر روز روز ماهی‌هاست از نروژ

استعداد جوان
تندیس و 10 میلیون ریال اهدا شد به توفیق امانی برای اینجا جاده‌ها پایان ندارند
تندیس و 10 میلیون ریال برای بهترین مستند اهدا شد به سیدحامد نوبری برای فقط کمی نور
تندیس و 10 میلیون ریال برای بهترین انیمیشن اهدا شد به امیر مهران برای شهر خاموش
تندیس و 12 میلیون ریال برای بهترین فیلمنامه اهدا شد به عبدالرحیم صاحب الفصول برای یک نفس
تندیس و 12 میلیون ریال برای بهترین تحقیق و پژوهش اهدا شد به مهدی باقری برای مرغ سحر
تندیس و 12 میلیون ریال برای بهترین تصویربرداری اهدا شد به اشکان اشکانی
تندیس و 12 میلیون ریال برای بهترین صداگذاری اهدا شد به حسین مهدوی برای شهر خاموش
تندیس و 12 میلیون ریال برای بهترین تدوین اهدا شد به میثم صمدی برای رادیولوژی یک پرتره
تندیس و20 میلیون ریال برای بهترین فیلم تجربی اهدا شد به کاظم ملایی برای منها
تندیس و20 میلیون ریال برای بهترین فیلم انیمیشن اهدا شد به محمدعلی سلیمانزاده برای گرگ و میش
تندیس و20 میلیون ریال برای بهترین فیلم داستانی اهدا شد به هومن سیدی برای تمام وسایل شخصی من جا به جا شده

جایزه اقتباس ادبی
تندیس و 12 میلیون ریال اهدا شد به محمدعلی سلیمانزاده برای گرگ و میش

بهترین فیلم به معنای مطلق
تندیس جشنواره و 40 میلیون ریال اهدا شد به محمدرضا فرزاد برای گم و گور

جایزه ویژه هیات داوران
10 میلیون ریال اهدا شد به مهین جواهریان برای بارون می‌یاد جر جر

جایزه تماشاگران
دیپلم افتخار به طور مشترک اهدا شد به توفیق امانی برای اینجا جاده‌ها پایان ندارند و محمد کاظم‌زاده مژدهی برای قصه قبر ننه

جواد شمقدری معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این مراسم طی سخنانی گفت: سینمای کوتاه را نباید معبری برای رسیدن به سینمای حرفه‌ای دانست.
وی افزود: تولید فیلم سینمایی کوتاه و توسعه آن، یکی از اهداف ماست. سینمای کوتاه گرچه دریچه کوتاهی است اما این دریچه کوتاه ما را دریچه بزرگی رهنمون می‌کند.
به سهم خودم از تولید فیلم‌های کوتاه تشکر می‌کنم و برای من دنیای جدیدی را باز کرده است.
شمقدری خطاب به سیدحامد نوبری که از وی برای حمایت از مردم نابینای روستایی که در آن فیلم ساخته بود کمک خواسته بود، گفت: قطعا فیلم شما را خواهم دید و به رویت کامل آقای احمدی‌نژاد هم می‌رسانم. امیدورام سال آینده بخشی از رفاهی که ما در تهران داریم به این شهر منتقل شود.
معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان داشت: با توجه به اینکه شفیع آقامحمدیان قول حمایت از فیلم‌های برگزیده این جشنواره دادند، من هم قول حمایت از پنج مرکز سینمای جوان شهرستان‌های مختلف که بیشترین افتخارات را کسب کردند را می‌دهم و امتیازهای خاصی برای آن‌ها قائل می‌شویم تا بتوانند از فیلمسازان حمایت کنند.

آیا انجمن سینمای جوان ( دفتر همدان ) نیز جزو این پنج مرکز سینمایی قرار دارد ؟

پيام شكوهي راد از سورئال تا رئال

فيلم كوتاه داستاني يك روز قبل از فردا يكي از نماينده هاي شايسته استان همدان در جشنواره فيلم كوتاه تهران مي باشد كه قرار است فردا راس ساعت ۱۴ در سالن شماره ۲ سينما فلسطين اكران شود . به همين مناسبت سعي مي كنيم نگاهي مختصر  در حد بضاعت حقير داشته باشيم بر اين فيلم كوتاه .

اولين فيلم اين فيلمساز خوش آتيه " شخص سوم " نام داشت كه در فضايي كاملاً سورئال ساخته شد ، فيلمي كه در گوشه هايي از آن مي شد رد پايي از يك فيلمساز نوانديش  را در آن جستجو كرد ، ايده فيلم مناسب يك اثر كوتاه خوب بود اما بي تجربگي كارگردان در دكوپاژ ، روايت و تكنيك ، صدمات گسترده اي بر اين اثر وارد ساخت . قويترين ويژگي اين اثر تيتراژ خوب پاياني آن بود كه به راستي خود يك فيلم كوتاه خوب بود .

دومين فيلم اين فيلمساز جوان " رو در رو " نام داشت كه به صورت يك كار كارگاهي در انجمن سينماي جوان تهيه شد ، اين فيلم به لحاظ قصه ، مضمون ، تكنيك افت محسوسي با اثر قبلي اين كارگردان داشت . فيلمنامه اين فيلم كه در يك فضاي سورئال عاشقانه نوشته شده بود شايد كم و بيش تحت تاثير رو حيات اين فيلمساز نگاشته شده بود . ريتم و تمپو در اين اثر بي نهايت ضعيف انتخاب شده بود و ضعف فيلمساز در كارگرداني به ضيفتر شدن اثر افزوده بود .

سومين اثر ايشان " بيست ثانيه " نام داشت كه باز هم در يك فضاي سورئال ساخته شده بود . اين فيلم همچون فيلم قبلي به صورت كارگاهي ساخته شده بود با اين تفاوت كه خلاقيت يك از نكات بارز اين اثر بود . بيست ثانيه داستان مردي بود كه فردي به او مي گويد بيست ثانيه ديگر خواهد مرد و اين مرد ديوانه وار به اين سو و آن سو دويده و در نهايت با ماشين تصادف مي كند ، روايت فيلم تنها از نگاه بازيگر اصلي از نكات بارز اين اثر بود و از همه زيباتر تيتراژ فوق العاده اثر بود كه اين اثر را از يك اثر ساده كارگاهي متمايز ساخته بود .

فيلم بعدي ايشان كه بنده با آنكه تصويربردارش بودم اما اسم آن را نمي دانم و هنوز فاين كات اش را نديده ام باز هم در فضاي سورئال سپري مي شد ، اين فيلم روايتگر داستان دو جواني است كه در فضايي وهم آلود به هوش مي آيند و نمي دانند زنده اند و يا مرده و تنها اين نكته را به خاطر دارند كه هواپيماي آنها در حال سقوط بوده است . اما اين فيلم هم فاصله زيادي تا يك فيلم خوب داشت شايد بزرگترين اشكال اين فيلم چندپارگي داستان آن است با آنكه كل فيلم في البداهه و تنها در يك برداشت گرفته شد .

و اما پنجمين اثر اين فيلمساز " يك روز قبل از فردا " نام داشت .

اولين نكته بارز اين اثر ايده نسبتاً قابل توجه فيلم است . با آنكه فيلمهاي متعددي چه در زمره فيلم كوتاه  و يا بلند در خصوص تنها ماندن يك كودك در يك آپارتمان ساخته شده است اما نگاه خاص كارگردان به اجزاء تشكيل دهنده داستان موجب تفاوت اين اثر با ساير آثار در اين ژانر گرديده است .

ابتدا بهتر است قبل از بررسي فيلمنامه نگاه اجمالي به فيلمنامه داشته باشيم ، مادري حامله بچه اش را از خواب بيدار مي كند و بچه قبل از آنكه چشمش را باز كند از لگد زدن جنين در شكم مادر سوال مي پرسد ، پسر كه تازه بيدار شده مشغول بازي سوني مي گردد ، مادر از خانه خارج مي شود و در را قفل مي كند، پسر خوشحال در يك نماي لانگ از اين سو به ان سو مي رود و با هواپيماي خود بازي مي كند ، سپس به سراغ ماهواره رفته و رمز آن را از روي كاغذي كه عكس كنترل ماهواره قرار دارد وارد كرده و سايتهاي شويي مي بيند با صدايي ترسيده و تلويزيون را خاموش مي كند ، به سمت در رفته و مي بيند زن و شوهر همسايه با هم دعوا مي كند ف دعواي آنها را از پنجره مشرف به حياط نگاه مي كند ، دختر همسايه مشغول شانه كردن موهايش است ، پسر سراغ دوربين هندي كم رفته و مشغول فيلمبرداري از دخترك مي شود ، پدر دخترك جلوي پنجره آمده و پسر ترسيده و پنجره آپارتمان خود را مي بندد ، فيلم را عقب زده و مشغول تماشاي شانه كردن موهاي دخترك مي شود ، دوباره فيلم را عقب زده و فيلم خانگي در يك روز پيك نيك را مي بيند ، باطري هندي كم تمام شده و او سراغ آشپزخانه مي رود و براي خود تخم مرغ درست مي كند ، صداي زنگ اف اف بلند شده و پسرك سراغ اف اف مي رود و ...

خلاصه آنكه در نهايت پسرك كه ترسيده ، تلفن زنگ زده و خاله اوست كه مي گويد پدرش به سراغش آمده و مادرش مشغول وضع حمل است ، پسرك تلفن را قطع كرده و پسرك عروسكي را كه در داخل پنبه در يك شيشه آب قايم كرده بود را در آورده و شادي كنان بالا و پايين مي پرد ، همان لحظه در باز شده و تلفن نيز زنگ مي زند مبني بر اينكه بچه به دنيا آمده است.

فيلمنامه بر خلاف ايده اوليه اثر داستاني برهم ريخته و دو گانه است و كمتر شباهتي به فيلمنامه فيلم  كوتاه دارد و بزرگترين ضربه را به اين فيلم وارد ساخته است . بي شك اگر اين فيلم به صورت فيلم بلند ساخته مي شد فيلمنامه كمك بزرگي به ساخت يك اثر خوب مي نمود . همانطور كه به صورت خيلي اختصار خوانديد فيلمنامه مملو از موضوعات بي ربطي است كه در يك جا جمع شده اند ، پايان دو گانه فيلم شباهتي به پايان فيلم كوتاه ندارد و در داستان فيلم اگر خيلي از آن اتفاقات نمي افتاد باز هم ضرري به فيلم وارد نمي ساخت ، پيامهاي متعدد فيلم كسل كننده و گاه خيلي اغراق آميز بود و در مجموع فيلمنامه هيچ شباهتي با ايده اوليه نداشت .  اما يك نكته جالب در اين اثر آن است كه پيام شكوهي پس از مدتها زندگي در قصه هاي سورئال اين بار به سراغ يك قصه رئال آمده و شايد خود او نيز متوجه شده كه در اين ژانر موفق تر است .

اما بر خلاف فيلمنامه كارگرداني اثر يك كارگرداني منسجم و خوب بود ، تقطيع نماها به خوبي صورت مي پذيرفت ، ريتم و تمپو با داستان همخواني داشت با آنكه به نظر بنده اين تمپو به درد اين فيلم نمي خورد و موجب شده بود بيننده نتواند با كودك اثر همزاد پنداري كند كه البته اين به فيلمنامه باز مي گشت . برخي از صحنه ها بسيار خوب پرداخت شده بودند مانند پلان آهنگ جيمبو و هواپيمايي كه در ميان كريستالهاي لوستر حركت مي كند ، نگاه پدر دخترك ، صحنه هاي پيك نيك و خصوصاً آن گوسفندي كه در هنگام مسلح شدن قصاب متوجه مي شود گوسفند حامله بوده ، پلانهاي درست كردن تخم مرغ و يا ماهي كه همانند بچه در تنگ آب به اين سو و آن سو حركت مي كند ، بي شك همين پلانهاموجب شده است كه اين اثر از يك اثر ضعيف  به يك اثر نسبتاً خوب تبديل شود .

تيتراژهاي فيلم بسيار خوب و متفكرانه ساخته شده اند و همتراز اثر و شايد خلاقانه تر از اثر نمود پيدا مي كند ،  طراحي صحنه و انتخاب رنگها بسيار هوشمندانه صورت گرفته و كمك شاياني به زيبايي تصوير مي نمايد .

بازي پسرك داستان  در پاره اي از موارد خوب و يا شايد خيلي خوب و در اندك موارد نيز ضعيف است اما  مادر پسرك بر خلاف پسرك فيلم ، بازي بسيار سرد ، ضعيف ، منقطع و منفعلي دارد .

يكي از ضعفهاي اثر كه موجب شد اين اثر نتواند قابليتهاي خود را نمايش دهد خود سانسوري كارگردان و ديگر سانسوري اثر است ، بسياري از پلانهاي خوب فيلم در نسخه جشنواره كودك و شايد تهران از ترس عدم انتخاب و قرار گرفتن در خط قرمزها ، حذف و يا كاهش يافته اند ، استحكام اثر از دست رفته و ضعفهاي كارگرداني جاي آن را گرفته است كه بي شك بزرگترين ضربه را به اين اثر وارد نموده است .

اما با اين حال راه يابي اين اثر به دو جشنواره كودك و تهران نشان از آن دارد كه اين اثر توانايي هاي زيادي را در خود دارد اما كارگردان اين فيلم را درازي را تا رسيدن به يك فيلم خوب در پيش رو دارد .

آخرين ساخته اين پيام شكوهي راد كنسرت خانوادگي نام دارد با آنكه بنده اطلاع دقيقي از فيلمنامه آن و نحوه ساخت آن ندارم اما داستان دو خطي باز هم حاكي از تكرار يك اشتباه توسط كارگردان دارد  ، قراردادن فيلمنامه يك فيلم بلند در يك فيلم كوتاه .

در پايان براي اين فيلمساز خوب آروزي موفيت دارم .

 

هادي آفريده : انجمن سينما جوان امروز كوچك و حقير شده است .

هادي آفريده مستندساز ( كه سال گذشته با مستند " نقل گردآفريد " موفق شد تنديس جشنواره و بهترين فيلم مستند از نگاه تماشاگران را از آنِ خود كند ) همزمان با آغاز جشنواره‌ي فيلم كوتاه تهران در يادداشتي نقطه‌نظراتش را پيرامون حذف آخرين ساخته‌اش «خاطره ني‌آوران» مطرح كرد.

در بخش‌هاي از اين متن آمده:«اين يک سند است براي ثبت در تاريخ فيلم کوتاه ايران از زبان کسي که در سيستم سينماي کوتاه و مستند ايران يک دهه به‌عنوان فيلمساز درگير بوده و هست.

اين يادداشت را به مناسبت 26 جشنواره فيلم کوتاه تهران و حذف فيلم مستند «خاطره ني‌اوران» توسط آن جشنواره مي‌نويسم، مي‌نويسم تا تاريخ بداند در اين دوران در انجمن سينماي جوانان ايران که اساس اساسنامه آن برحمايت، تجربه‌گرايي و جسارت شکل گرفته امروز کوچک و حقير شده است، البته امروز فقط منظور اين دوره جشنواره نيست، اصولا معتقد هستم در دوره جديد مديريت جشنواره فيلم کوتاه تهران و انجمن سينماي جوانان ايران ماشين بزرگي طراحي و راه‌اندازي کردن که با جسارت و تجربه‌گرايي و نوعي ديگر ديدن، نوعي ديگر حرف زدن و نوعي ديگر فکر کردن اين ماشين مقابله مي‌کند.»

هادي آفريده در ادامه اين يادداشت نقطه‌نظراتش را اينگونه مطرح كرده است:«در اين دوران ماشين سانسور غير قانوني جشنواره فيلم کوتاه تهران نيز طراحي و راه‌اندازي شد. اين ماشين نتيجه کوتاه‌بيني و عدم روحيه جسارت‌پذيري جشنواره است. اين ماشين براي اينکه انديشه جسور و تجربه‌گراي سينماي جوان را غير جسور و خنثي به تصوير درآورد، مي‌آيند فيلم‌هايي که بعد از انتخاب هيات‌هاي انتخاب در دبيرخانه جشنواره پذيرفته مي‌شود را تحويل آن ماشين مي‌دهند و آن ماشين بر اساس حال و هوايي مديران بالاتر سينما که الان از چه طعم و رنگي خوششان مي‌آيند روانشناسي مي‌کنند و فيلم‌هايي که نمي‌خواهند را حذف مي‌کند و انگار نه انگار اين فيلم‌ها توسط هياتي به نام هيات انتخاب، انتخاب شده است.

مي‌دانم امسال مستند «خاطره ني‌آوران» بنده و چند فيلم ديگر نيز توسط ماشين سانسور جشنواره قبل از ارائه به اداره کل نظارت ارزشيابي وزارت ارشاد توسط جشنواره حذف شده است، وقتي که متوجه شدم فيلم بنده حذف شده و به انجمن سينماي جوانان مراجعه کردم گفتند که اداره کل نظارت و ارزشيابي به فيلم پروانه نمايش نداده است. وقتي به اداره کل نظارت و ارزشيابي مي‌روم آنها مي‌گويند: اصلا ما فيلم شما را نديديم ! و اينجاست که تازه کپي فيلم را به اداره کل صدور پروانه نمايش مي‌دهم و خدا نکند براي يک فيلم يا اثر هنري در اين کشور جَوسازي شود. نتيجه معلوم است فيلم پروانه نمايش نمي‌گيرد و امروز مستند «خاطره ني‌آوران» توقيف شده است!

حالا اينجا اين پرسش مطرح مي‌شود که جشنواره فيلم کوتاه تهران بر اساس چه مجوزي فيلم‌ها را بازبيني نظارت و ارزشيابي مي‌کند؟ و مگر اين کار فقط وظيفه اداره کل نظارت و ارزشيابي نيست؟ »

نقدي بر فيلم بودن يا نبودن به كارگرداني طيبه حميدي نور

در روز دوم جشنواره فيلم كوتاه تهران در ساعت ۱۴ فيلم كوتاه داستاني بودن يا نبودن به كارگرداني طيبه حميدي نور نمايش داده مي شود .

اين فيلم دومين اثر تجربي فيلمساز همداني "طيبه حميدي نور" است كه بيشتر ايشان را در عرصه قلم و داستان مي شناسند . بودن يا نبودن رواتيگر داستان پيرمردي است كه با مشاهده جمله صدقه عمر را زياد مي كند از صدقه دادن منصرف شده و به مسير خود ادامه مي دهد .

اين نكته مسلم است كه در دومين اثر يك فيلمساز تجربي "كه تا انجا كه بنده اطلاع دارم ايشان دوره اي در عرصه فيلمسازي نگذرانده اند " انتظار ساخت اثر منسجم و قوي دور از تعقل است اما همين راهيابي اين اثر به جشنواره براي ايشان موفقيت بزرگي به شمار مي آيد . اما انچه در ذيل به عنوان نقدي بر اين اثر مي خوانيد تنها به آن دليل است كه اين شاهد آثار ارزشمندتري از اين هنرمند خوب باشيم .

در عرصه ايده ، اين فيلم اقتباسي  آزاد از يك داستان كوتاه يك نويسنده روسي است كه همين انتخاب بكر نشان از تيز هوشي اين فيلمساز دارد اما اين نكته قابل ذكر است كه يك فيلمساز مي بايست حداقل ۱۰۰ ثانيه فكر و ايده خلاق داشته باشد عاملي كه متاسفانه ايشان در فيلم قبلي خود نيز كمتر به آن توجه كرده اند .

اما از ايده كه بگذريم در عرصه روايت شاهد روايت خطي داستان هستيم ، در اين عرصه توانمندي اين فيلمساز در بومي اقتباس به بهترين شكل ممكن به چشم مي خورد البته من داستان اصلي اين اثر را مطالعه نكرده ام اما بعيد مي دانم در روسيه صندوق صدقه اي وجود داشته باشد و به نظر من مهمترين موفقيت اثر در اقتباس مناسب آن قرار دارد .

در عرصه فرم متاسفانه ضعف فيلمساز در دكوپاژ ، ميزانس ، تدوين و تمپو اثر به عينه قابل مشاهده است اين داستان روايتگر پيرمردي است كه از زندگي سير است اما ريتم اثر به طور غير منظم در تقطيع نماها گاهي تند و گاهي كمي آرامتر مي شود كه مناسب اين داستان نيست . قطع نماها بدون هدف صورت گرفته و كمكي به روايت داستان نمي كند . اندازه نماها غيرسينمايي و كاملاً آماتور وار است و نشان از تجربي بودن فيلمساز دارد . صداي ترقه بازي كودكان و ديالوگ انها كمكي به داستان نكرده و كاملاً جدا از فيلم است . جاي تامل بيشتري بر انتخاب لوكيشن وجود دارد كه فيلمساز مي توانست در يك فضاي مناسب تر از پتانسيل تصويري لوكيشن كمك بگيرد .

در عرصه بازيگري متاسفانه پيرمرد داستان نه پيرمردي نا اميد بلكه ظاهر بازيگر نشان از پيرمردي است كه خوشگذران و مرفه بوده و عمري را با نعمت سپري كرده و هيچ نا اميدي در او به چشم نمي خورد . شايد اگر اين پيرمرد در غم از دست دادن همسرش مي بود و شايد اين اثر توان بصري بيشتري داشت و مخاطب دليل سير بودن از دنيا را پيدا مي كرد ، دليلي كه هيچ كس حتي نمي تواند جوابي براي او پيدا كند .

نكته ديگر آنكه حتماً بيننده اثر مي بايست بتواند متن بر روي صندوق صدقه را كه به فارسي نوشته شده بخواند كه اين براي بيننده غير فارسي زبان فيلمي مناسبي به شمار نمي آيد .

اما با آنكه اين فيلم نتوانسته بود به ششمين جشنواره فيلمهاي صد ثانيه اي حوزه هنري راه يابد اما در جشنواره فيلم كوتاه تهران مورد توجه هيئت انتخاب قرار گرفت و به جشنواره راه يافت كه اين امر موفقيت بزرگي براي هر فيلمساز تجربي به حساب مي آيد . اميد است شاهد آثاري ارزشمندتر از اين فيلمساز همداني باشيم .

در پايان براي ايشان آرزوي موفيت داريم  .

 

 

نمایش آپارتمان آلتامیرا در اولین روز جشنواره

فیلم کوتاه داستانی آپارتمان التامیرا به کارگردانی هنرمند و منتقد خوب همدانی دکتر میلاد روشنی پایان و تهیه کنندگی حوزه هنری استان همدان در اولین روز جشنواره به نمایش در می آید

این فیلم قرار است در ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۸:۳۰ در سالن شماره سه اکران شود .

در ضمن طبق برنامه اعلام شده قرار است فردا نشست "استاندارد سازی فیلم کوتاه" با حضور هنرمند خوب همدانی " امیرشهاب رضویان" و تنی چند از هنرمندان دیگر برکزار گردد .

جشنواره فیلم کوتاه تهران میزبان چهار سینماگر همدانی

جشنواره فیلم کوتاه تهران از فردا به مدت ۵ روز میزبان چهارسینماگر همدانی است .

پیام شکوهی راد با فیلم یک روز قبل از فردا ، صادق ثمودی با فیلم دیوار ، میلاد روشنی پایان با فیلم آپارتمان آلتامیرا و طیبه حمیدی با فیلم بودن یا نبودن

همچنین خانم منیره نرگسی هنرزاده و آقای امین لطفی شهپر نیز این گروه را در مدت جشنواره یاری می نمایند .

لازم به ذکر هر چهار اثر فوق به تهیه کنندگی حوزه هنری استان همدان تولید و در بخش رقابتی جشنواره فیلم کوتاه تهران پذیرفته شده اند .

برای تمامی این دوستان آرزوی موفقیت دارم .

هشدار سينماگران ايرانی نسبت به خطر حذف سينمای مستقل

شماری از  سینماگران ایران، با انتشار بیانیه‌ای نسبت به آنچه خطر حذف سینمای «مستقل» خوانده شده، هشدار دادند.

 در این بیانیه که خطاب به دوستداران سینمای ایران نوشته شده، گفته شده است: «سالن‌های سینما بعضی ازفیلم‌های ما را نشان نمی‌دهند و بسیاری از فیلم‌ها با محدودیت به نمایش در می‌آیند؛ و هیچ قانونی از ما پشتیبانی نمی‌کند . جریانی بین ما و شما فاصله انداخته است. این جریان خواستار حاکمیت پول و سرمایه است و هر کس برای این حاکمیت فیلم نسازد، در نمایش عمومی با شگردهای بازاری تنبیه می‌شود. در شرایط کنونی، ملاک برای نمایش عمومی یک فیلم، فیلمساز آبرودار و فیلم آبرومند نیست. می‌خواهند سینمای مستقل را حذف کنند و یا حداکثر لطف کنند و در گلخانه نگه دارند . مافيلم‌های خود را برای مردم و به عشق آنان می‌سازیم ورودررویی مستقیم با مردم حق هر سینماگر حرفه‌ای است و نیز حق مردم است که فیلم‌های متفاوت ببینند؛ اما انحصارطلبی راه را بسته است.»

در پايان بيانيه سينماگران ايرانی تأکيد شده است که «اگر ساز و کارتولید و پخش و نمایش در این سینما اصلاح نشود و اگر در نمایش فیلم‌ها عدالت اقتصادی و فرهنگی اعمال نشود، باید شاهد حذف سینمای ایران باشیم.»

 سعید ابراهیمی‌فر - محمد احمدی - سعید اسدی - سیروس الوند- محسن امیر یوسفی - علیرضا امینی - محمد بزرگ نیا - رخشان بنی‌اعتماد - فریال بهزاد - حبیب الله بهمنی - بهرام بیضایی - کامبوزیا پرتوی - کیومرث پوراحمد - ناصر تقوایی - قاسم جعفری - محمد حسین حقیقی - منیژه حكمت ـ عزیزالله حمیدنژاد - اکبر خواجویی - علیرضا داودنژاد - ابوالحسن داودی - احمد رضا درویش - امیرشهاب رضویان - عباس رافعی - علی ژکان - محمد علی سجادی - سیامک شایقی - پرویز شهبازی - یدالله صمدی ـ کیانوش عیاری - ناصر غلامرضایی - مهدی فخیم زاده - ابراهیم فروزش - مهرداد فرید - مجید قاری زاده - رهبر قنبری - ایرج کریمی - عباس کیارستمی - عبدالرضا کاهانی - منوچهر مصیری - خسرو معصومی - نادر مقدس - محمد متوسلانی - اصغر هاشمی - محمد رضا هنرمند

كيومرث پور احمد را هم كم مانده بود بدزدند

حدود دو روز پيش سارقان بي فرهنگ شبانه سري به دفتر شكوفا فيلم در تهران زدند و بعد از اينكه فهميدند كيومرث آنجا نيست به جاي دزديدن او ، راشهاي آخرين فيلم او را دزديدند كه بنا به شباهت بسيار در بين تمامي سريالهاي تلويزيوني در بين راشهاي فيلم «پرانتز باز» به كارگرداني كيومرث پوراحمد راشهاي سريال «غريبه‌اي در شهر» به كارگرداني جهانگير جهانگيري، تله‌فيلم 90 دقيقه‌اي «محله من» ساخت محسن ربيعي و يك فيلم ديگر سينمايي نيز به سرقت رفته است .

در اين بين سارقان به وسايل دفتر نيز رحم نكردند و براي اينكه كيومرث پور احمد ديگر سريال نسازد وسايل و تجهيزات موجود در دفتر را سرقت كردند . البته كيومرث به يكي دو تا از نقشهاي منفي كه تاكنون نوشته شك كرده كه احتمالا فيلمنامه ي آن نقشها را تحويل آگاهي خواهد داد .

سرقت

هركسي كه از اين سارقان بي فرهنگ ، فرهنگ دزد خبر دارد سريعاً كيومرث ما را مطلع كند چون كارگردان پرانتز باز قول داده است كه ديگر براي تلويزيون سريال نسازد .

ابوالفضل جليلي : در ایران فقط فیلم می‌سازیم و به این توجه نمی‌کنیم که چه می‌سازیم.

در ایران فقط فیلم می‌سازیم و به این توجه نمی‌کنیم که چه می‌سازیم. مشکل فیلم بلند و فیلم کوتاه نیست بلکه مشکل مربوط به اندیشه‌ای است که پشت این فیلمسازی وجود دارد.
به گزارش «پایگاه خبری فیلم کوتاه» به نقل از روابط عمومی جشنواره فیلم کوتاه تهران، وی ضمن اشاره به مطلب فوق افزود: متاسفانه جوان‌ها فقط درباره رنج و غم و مسائل ناامید کنند فیلم می‌سازند.
وی علت این رویکرد فیلمسازان را جشنواره‌ای شدن فیلم‌ها دانست و گفت: همه تنها برای جشنواره فیلم می‌سازند و برای اینکه در جشنواره جایزه ببرند و همین باعث می‌شود که از جشنواره‌های متعددی که در کشور ما برگزار می‌شود هیچ کدام زمینه ساز ظهور فیلمسازان مطرح نمی‌شود.
وی با مقایسه جشنواره‌هایی که در ایران برگزار می‌شود با دیگر کشورها گفت: در بسیاری از کشورها یک جشنواره پس از چند دوره برگزاری چند فیلمساز را کشف می‌کند و به دنیا معرفی می‌کند در حالی که در ایران با این همه جشنواره‌های قد و نیم قد تا به حال چنین اتفاقی نیفتاده است.
این فیلمساز پخش فیلم را چندان موردی موثر ندانست و گفت: اگر این فیلم‌ها در تلویزیون و سینما هم پخش شود هیچ اتفاقی نمی‌افتد. چون این روزها چند تا سوژه تکراری در سینما و تلویزیون بارها و بارها ساخته شده و به نمایش درآمده است.
وی حمایت از فیلم کوتاه را در حال حاضر بسیار خوب دانست و گفت: به تازگی در هیات انتخاب جشنواره فیلم کوثر بخش 135 ثانیه‌ای بودم و برایم جالب بود که برای ساخت این فیلم‌ها به فیلمسازان کمک مالی شده بود. چنین چیزی در دنیا کم سابقه است.
کارگردان فیلم حافظ افزود: حمایت مالی از ساخت فیلم کوتاه خوب است اما حمایت معنوی خوب نیست. حمایت معنوی یعنی اینکه استعدادهای خوب را شناسایی کنیم و خودمان به آنها سفارش دهیم که فیلم بسازند. این باعث می‌شود که آدم‌هایی که عاشق این کار هستند ناامید نشوند. همان‌طور که من به عنوان یک عاشق فیلمسازی علی رغم تمامی سختی‌ها همچنان به کارم ادامه می‌دهم.
وی با رد تعریفی به نام سینمای ملی گفت: فیلمساز مولف و روشنفکر باید جهانی بیاندیشد و تعریف ملی و بومی در سینما جایگاهی ندارد.
جلیلی نقش سینمای جوانان ایران در رشد و شکوفایی فیلمسازی کشور خصوصا فیلم کوتاه بسیار مثبت ارزیابی کرد و گفت: حضور آدم‌های دلسوزی چون محمد آفریده باعث شد که فیلم کوتاه در ایران چند سالی دچار رشد و تحول بسیار خوبی شده بود.
این فیلمساز در خصوص لفظ بین‌المللی برای جشنواره‌های فیلم در ایران گفت: به جشنواره‌هایی بین‌المللی می‌گویند که در دیگر کشورها شناحته باشد که جشنواره‌های ایران فاقد این شرایط هستند و یکی از دلایلش ضوابط سخت پذیرش فیلم است. بنابراین در ایران جشنواره بین‌المللی عملا وجود ندارد.