جشنواره فيلم فجر ... زرشك طلايي ايران
جشنواره اي كه التهابات سياسي كشور تاثير مستقيمي برآن گذاشته بود ، يكي از ويژگيهاي اين جشنواره اكران همزمان فيلمها در چند استان به خصوص در استان همدان بود كه به نوبه خود جاي قدرداني از مسئولين امر دارد .
البته من فقط توانستم حدود ۱۵ - ۱۶ تا از فيلمهاي امسال را ببينم و از بين فيلمهاي نمايش داده شده شايد ، طلا و مس و هفت دقيقه تا پاييز عليرضا اميني از بقيه به مراتب بهتر بود البته در مراسم اختتاميه فيلم به رنگ ارغوان نيز در همدان اكران شد كه بنده به دليل عدم اطلاع ، موفق به ديدن آن نشدم .
چند نكته در جشنواره امسال براي همدان جالب بود
اول حضور انيميشن كوتاه آب نبات چوبي ساخته هنرمند دوست داشتني اكبر تراب پور در بخش مسابقه ، با آنكه اين انيميشن از تفكر و تكنيك بسيار بالايي برخوردار است اما هميشه مورد بي مهري مسئولين امر قرار گرفته ، انيميشني كه زمزمه هاي دريافت پروانه زرين در جشنواره فيلم كوتاه همدان آن از سوي داوران به گوش مي رسيد كه با كمال تعجب حتي در بين نامزدها نيز اسمش به چشم نخورد . حتي هيئت انتخاب جشنواره فيلم كوتاه تهران و رويش آنرا در بخش مسابقه انتخاب نكردند اما جشنواره فجر به همه ي آنها ثابت كرد كه برخي عدم انتخابها ناشي از ضعف تكنيكي يا موارد وابسته نبوده بلكه برخي كوته بيني ها در اين انتخابها نقش داشته . البته من به شخصه دو پيشنهاد به اين هنرمند خوب كردم اول آنكه اثرش را به جشنواره هاي خارجي ارسال كند كه اين جشنواره سنگ محك خوبي براي اين اثر است ، دوم آنكه كمي از اثر نيازمند اصلاح است ، مانند موسيقي ، صداگذاري و يك پلان كه چندان در جهت تدوام روايت نيست . اميد است اين هنرمند موفق باشد .
دوم حضور دوفيلمساز همداني در بخش فيلمهاي اول و دوم
مجيد برزگر با فيلم فصل بارانهاي موسمي و رضا سركانيان با فيلم نزديكتر از آشنا ، اگر اجازه دهيد در پست جداگانه اي راجع به فصل بارنهاي موسمي به طور كامل صحبت كنيم فيلمي كه مي توانست فيلم خوبي باشد اما رضا سركانيان با آنكه فيلمش در بخش فيلمهاي اول و دوم انتخاب شده بود به بهانه تصحيح رنگ و خدمات لابراتوار فيلم خود را از بخش مسابقه خارج نمود كه به اين هنرمند به خاطر اين كار ارزشمندش تبريك و تهنيت مي گويم .
سوم حضور چندين فيلم كه در استان همدان ساخته شده بود در بخشهاي مختلف جشنواره
اولين آن فيلم پرحاشيه پرواز مرغابي ها ساخته علي شاه حاتمي بود كه من از آن به عنوان پرواز پولهاي همدان ياد مي كنم ، فيلم بسيار ضعيفي كه حتي من چهار ، پنج پلان آن را بيشتر در جشنواره فيلم كودك نتوانستم ببينم ، فيلمي كه برخي از شنيده هاي حاكي است كه استانداري همدان چهارصد ميليون تومان پول صرف آن كرد و جالب آنكه حتي نام استانداري به عنوان تهيه كننده اثر در جايي قيد نشده است ، فيلمي كه استاندارد در زمان اهدا جوايز مي خواست دست فيلمسازش را ببوسد و چقدر در آن صحنه من خجالت كشيدم ، مني كه هنوز دارم قرض فيلمي را مي دهم كه براي جشنواره فيلم كودك ساختم .
دوم ترانه كوچك من ، ساخته مسعود كرامتي . اين فيلم نيز در روستايي نزديك سد تصويربرداري شد اونيز اين فيلم را با پول فارابي و استانداري ساخت . فيلمي كه منتقدان آنرا نه فيلم خوبي براي كودكان مي دانند و نه يك اثر باارزش براي منتقدان ، البته برخي منتقدان فيلم را استعاره از ايران مي دانند كه اگر فيلمساز به عمد به آن انديشيده جاي قدرداني دارد . اما باز هم از يك اثر متوسط بيشتر نخواهد بود .
سوم سنگ اول ابراهيم فروزش كه در روستاهاي اطراف ملاير فيلمبرداري شد . يك اثر ضعيف ديگر ، برخي نوع بودن موضوع را نقطه قوت اثر مي دانند اما همين ايده در قسمت كوچكي از فيلم مهيا نيز كه قبل از آن ساخته شده آمده ، جايي كه شهاب حسيني براي غسالي هفت مرده به روستا مي رود و در آنجا سيد علي سنگ قبر خود و چند تن از اهالي روستا را كه هنوز زنده اند به او نشان مي دهد .
در پايان اميد است ديگر شاهد چنين جشنواره اي در ايران نباشيم .